يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه يه نامردي اشکاتو ببينه وبهت بخنده !؟گفتم اگه بارون نيومد چي ؟.... گفتي اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمون گريش ميگيره.... گفتم يه خواهش دارم. وقتي آسمون چشمهام خواست بباره تنهام نذار... گفتي: چشم !!حالا امروز من دارم يه گوشه ي خلوت گريه مي کنم اما آسمون نمي باره.... تو هم اون دور دورا ايستادي و داري به من مي خندي..!! آخه چرا ؟مگه گناه من چي بود؟ ................................................................................................... چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا می رویم و میان این دو سادگی معمایی میسازیم به نام زندگی ..................................................................................................... از ترکه می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق ..................................................................................................
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 15:22 توسط farzad
|
