پس از گذشت ۱۲۷ سال مقامات کلیسایی که وی در آنجا دفن شده بود، بدن او را بیرون آوردند و دیدند که جنازه اش نپوسیده است و این محل امروز محل زیارت مسیحیان شده است. سینه برنادت دختری از روستاهای فرانسه و از خانواده ای فقیر بود که مدعی شد مریم مادر مسیح را می بیند و با او گفتگو می کند.
عده ای به او ایمان آورده و عده ای دیگر او را دروغگو خواندند ولی حرف های برنادت که از طرف مریم مقدس بیان می کرد و به همه مردم روی زمین پیامهای خوب زیستن را ابلاغ می نمود حتی اسقف کلیسای آن جا را نیز بر آن داشت تا به برنادت ایمان آورد.
برنادت در طول زندگیش معجزات بسیاری از جمله شفای بیماران لاعلاج انجام داد و سرانجام در سال ۱۸۷۹ درگذشت.
پس از گذشت ۱۲۷ سال، مقامات کلیسایی که وی در آنجا دفن شده بود، بدن او را بیرون آوردند و دیدند که جنازه اش نپوسیده است و این محل امروز محل زیارت مسیحیان شده است

+
نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 21:47 توسط farzad
|





+
نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 21:36 توسط farzad
|


+
نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 20:53 توسط farzad
|

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند:
پرهايش سفيد ميماند، ولي
قلبش سياه ميشود....
دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اصراف محبت است-
دكتر علي شريعتي
+
نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 14:20 توسط farzad
|

مردان در صيد عشق به وسعت نامنتهايي نامردند
گدايي عشق ميكنند تا وقتي مطمئن به تسخير قلب زن نشدند
اما همين كه مطمئن شدند مردانگي را در كمال نامردي به جا مي اورند.
دكتر علي شريعتي
+
نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 14:18 توسط farzad
|

سه اصل مهم زندگي:
يك: عاشق نشو،
دو: شدي بمير،
سه: مردي؟ خاك بر سرت
+
نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 14:17 توسط farzad
|

فرهنگ لغات زنان : 1. آره يعني نه 2. نه يعني آره 3. ما با يد با هم حرف بزنيم يعني بشين فقط گوش کن 4. هر کار دوست داري بکن يعني بکن ولي بعد دهنت سرويسه 5. چقد منو دوست داري ؟ يعني يه گندي زدم مي خوام بگم 6. دو دقيقه ديگه حاضرم يعني دو ساعت علافي
+
نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 14:15 توسط farzad
|

چه میهمانان بی دردسری هستند مردگان !!! نه به دستی ظرفی را چرک می کنند و نه به حرفی ؛ دلی را آلوده ... تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت !! به یاد آنان كه دوستشان داشتيم
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 12:31 توسط farzad
|

از ما دو کدام؟ ــ تو که زندانات تو را زمزمه ميکند يا من که غريو ِ خود را نيز نميشنوم؟ تو که زندانات مرا غريو ميکشد، يا من که زمزمهي تو در اين بهارانام مجال ِ باغ و دماغ ِ سبزهزار نميدهد؟ ــ از ما دو کدام؟
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 12:29 توسط farzad
|

من نیز گاهی به آسمان نگاه میكنم دزدانه در چشم ستارگان نه به تمامی آنها تنها به آنها كه شبیه ترند به چشمان ت
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 0:14 توسط farzad
|

زندگي مثل پياز است که هر برگش را ورق بزني اشکتو در مي يار
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 0:13 توسط farzad
|

خروسه، سگه و خره تصميم ميگيرن از ايران فرار کنن. ازشون مي پرسن چرا؟ خروسه مي گه آنقدر ساعتو عقب جلو مي کنن نفهميدم کي بايد بخونم. سگه مي گه نفهميدم من بايد بگيرم، 110 بايد بگيره يا بسيجيا. خره مي گه هويتمون گم شده نمي دونم من خرم، ترکا خرن يا لرها
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 0:12 توسط farzad
|

ميدونی 21593 يعنی چی؟؟؟ ميای ما 2 تا 1 بشيم 5 دقيقه باهم باشيم 9 ماه ديگه 3 تا بشيم؟؟
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 0:10 توسط farzad
|

قطعهاي از شاهكار ادبي یک ترک : شب بود و خورشيد به روشني ميدرخشيد، پيرمردي جوان، يكه و تنها با خانوادهاش در سكوت گوشخراش خيابان قدمزنان ايستاده
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 0:10 توسط farzad
|

خانه هاي جدول زندگيم را دستان مهربانت يک به يک پر کرد و رمز جدول چنين بود: دوستم بدار
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 0:8 توسط farzad
|

قانون معرفت ميگه: باهام باشي باهاتم...... ديوونه بشي ديوونه ميشم....... مريض بشي مريض ميشم...... بميري ميميرم..... تنهام بذاري ......منتظرت ميمونم
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 0:7 توسط farzad
|

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 0:5 توسط farzad
|
