محبوبيات قزوين: 1)محبوبترين خواننده: حامد حاکان 2)محبوبترين مکان:دُکان 3)محبوبترين ماشين: پيکان 4)محبوبترين فوتبالست: اّليور کان 5)محبوبترين سازمان: حمايت از کودکان 6)محبوبترين شهر: اردکان 7)محبوبترين حيوان: پليکان 8)محبوبترين محصول شيشه: استکان
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:15 توسط farzad
|

خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ... آفتابي شه ...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده ... انگار نه انگار كه غمي بوده ... همه چيز فراموشت بشه ...!!! كاش
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:15 توسط farzad
|

ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم... آب جواب داد اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:14 توسط farzad
|

وقتی که چشمم بهت افتاد!قلبم شروع به تپیدن کردرنگ از صورتم پرید ایستاده بودم نگاهت میکردم تو هم با اون چشمای درشتت به من خیره شده بودی من تمام قوامو جمع کردم و فریاد زدم: ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوســـــــــــــــــــــــــــــــــک
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:13 توسط farzad
|

سلام.خوبي؟ چه خبرا؟ ديشب خوابت رو ديدم . با هم سوار تايتانيك بوديم. داشتيم باهم حرف ميزديم . كه يهو صدايه وحشتناك ي اومد و كشت ي تكوني شديد ي خورد . تو پرت شد ي توي آب ... من دويدمو همه رو خبر كردم ... ناجيا اومدن و با سختي تورو نجات دادن. وقتي به هوش او مد ي بهم لبخند زدي. اشاره كرد ي كه سرمو بيارم نزديكه لبت .... و وقت ي من اينكارو كردم آروم تويه گوشم گفتي: انرژي هسته اي حق مسل
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:12 توسط farzad
|

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:11 توسط farzad
|

بوسه اسم است...چون عمومي است بوسه فعل است...چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است...چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل ميکند
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:10 توسط farzad
|

اصفهانيه به بچش ميگه برو دو تا نون از خونه همسايه بگير . بچه ميره و برميگرده ميگه نون ندادند.باباهه ميگه : چه همسايه خسيس هست برو از تو يخچال خودمون بيار
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:10 توسط farzad
|
